خواجه نصير الدين الطوسي
9
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و وحدت و بساطت و اختيار و علم و قدرت ، و على هذا القياس ، ديگر صفات مىگويند اين همه از آنجاست كه او تعالى يك نور محض و يك فيض صرف و يك جود و سخا و يك موهبت و عطاست كه در مفروغ سبب وجود هژده هزار عالم است و در مستأنف سبب كمال ذاتشان ، و آن تكثّر و دوئى و بسيارى و آنكه وجوب و وحدت و وجود و بساطت و اختيار و ارادت و علم و قدرت و همچنين ديگر صفات هر يك جدا پس خود معنى يكى مىنمايد ، از آنجا لازم آيد كه خلق است باضافه با خلق ، پس اين اختيار و بىاختيارى كه تو مىگوئى آنجا چگونه توان گفت و از كجا لازم آيد ؟ سؤال ، در ايجاد موجود اوّل از أمر شرحى بايد جواب ، شرح اين آن است كه چون خداى تعالى خود را خالق دانست از دانستن او خود را خالق مخلوق [ 9 ] لازم آمد و آن مخلوق عقل اوّل بود ، و چون عقل اوّل واحد بوحدت بود من كلّ الوجوه مسألهء لا يصدر عن الواحد الّا الواحد لازم گشت سؤال ، تو اين معنى از كجا مىگوئى كه چون خداى تعالى خود را خالق دانست از آن روى عقل اوّل را در وجود آورد ؟ جواب ، اين از آنجا ميگويم كه از كلّ موجودات اين جهان و آن جهانى هر موجودى كه در كار او تعالى سخن گويد بر حسب مرتبهء باشد كه از او تعالى در وجود باشد و اثر فيضى كه از أمر او تعالى در آثار روح و اعمال جسم خود مشاهده كرده ، مثلا ما ميگوئيم كه آفريدگار ما حكيم است ، او تعالى را به آن سبب حكيم ميگوئيم كه ما آفريده و بندهء